بای‌پَس / حسین شیری

امیر ابراهیم‌زاده/ کوزه‌های سوت‌زن

آﻧـچه در ﺑـﺮاﺑـﺮ ﻣـﺎ ﻗـﺮار دارد، ﺻـﺮﻓـﺎً ﯾﮏ وﺳﯿله‌ی نقلیه ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣـﺠﺴمه‌ی ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑلکه ﻧﻤﻮدی از ﺗﺼﻤﯿﻢ اﺧﻼﻗﯽ ﯾﮏ ﻓﺮد اﺳﺖ که ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻀﺎوت ﻋﻘﻼﻧﯽ را ﺑﺎیﭘﺲ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﮐﻨﺎرﮔـﺬر / ﺳـﺒﺐ اﻧـﺸﻌﺎب / دور زدن / ﺟـﺪا از ﺧـﻂ ، ﺗـﺮﮐﯿﺒﯽ از آهن، اهرم‌ها و اندام‌هاییﮐﺸﯿﺪه اﺳـﺖ که در ﻣـﺮﮐﺰ آن، ﭼـﺮﺧﯽ ﻣﯽﭼـﺮﺧـﺪ، اﻣـﺎ ﺣـﺮﮐﺘﺶ نه روان اﺳـﺖ و نه رو به ﺟـﻠﻮ. هر ﺑـﺎر جابه‌جایی به ﻣﺸﻘﺘﯽ طـﺎﻗـﺖﻓـﺮﺳـﺎ ﺑـﺪل ﻣﯽﺷـﻮد؛ ﺣـﺮﮐﺘﯽ که نه به ﻣـﻘﺼﺪی ﻣﯽرﺳـﺪ و نه ﻧـﻮﯾﺪ رهایی ﻣﯽدهد. آﻧـچه ﻣﯽﻣـﺎﻧـﺪ، ردی ﺑـﺮ زﻣﯿﻦ اﺳـﺖ؛ ﺧـﻄﯽ، ﺷﮑﻠﯽ ﯾﺎ ﻧﻘﺸﯽ که ﻓﻘﻂ از ﻓﺎصله‌ای دور، ﻗﺎﺑﻞ ﺧﻮاﻧﺪن اﺳﺖ.
اﯾﻦ اﺛـﺮ در ظـاهر ﺣـﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ، اﻣـﺎ در ﺣﻘﯿﻘﺖ، درﺟـﺎ ﻣﯽزﻧـﺪ. اﯾﻦ همان لحظه‌ای اﺳـﺖ که ﺣـﺮﮐﺖ، به ﺟـﺎی ﻣـﻌﻨﺎ، ﺑه نشانه‌ای از ﺑـﻄﺎﻟـﺖ و ﺗﮑﺮار ﺑـﺪل ﻣﯽﺷـﻮد. درﺳـﺖ ﻣـﺎﻧـﻨﺪ زﻧـﺪﮔﯽ روزﻣـﺮه، که در انبوهی از ﺿـﺮورت‌های ﮐﺎذب و ﮐﺎرﮐﺮدهای ﺑﯽﺛـﻤﺮ ﻓـﺮو رفته اﺳـﺖ. اﯾﻦ اﻧﺪام ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ در ﺧﺎک ﭘﯿﺶ ﻣﯽرود، اﻣﺎ به همان اﻧﺪازه که به ﺟﻠﻮ ﻣﯽرود، ﻋﻘﺐ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ. ﻣﯽﺗـﻮان اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ را ﺑـﺎ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮیِ زندان‌ها ﻣـﻘایسه ﮐﺮد. زﻧـﺪان در ﻧـﮕﺎه ﻧﺨﺴـﺖ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﻣﺤـﺪود و ﺑسته اﺳـﺖ، اﻣـﺎ در ﺳـﻄﺤﯽ ﻋﻤﯿﻖﺗـﺮ، به تآسی از ﻓـﻮﮐﻮ، ﺑـﺎﯾﺪ آن را ﺳـﺎزوﮐﺎری ﺑـﺮای ﺗـﻮﻟﯿﺪ اﻧـﻀﺒﺎط و ﺗﮑﺮار داﻧﺴـﺖ. ﭘـﺎناﭘﺘﯿﮑﻮن تنها ﯾﮏ ﻣـﻌﻤﺎری ﻧﯿﺴﺖ، بلکه اﻟـﮕﻮﯾﯽ اﺳـﺖ ﺑـﺮای به دام اﻧـﺪاﺧـﺘﻦِ ﺑـﺪن‌ها و ذهن‌ها در ﭼـﺮخه‌ی ﺑﯽﭘـﺎﯾﺎن ﻧـﻈﺎرت. وسیله‌ی نقلیه‌ی ﻣـﻦ ﻧﯿﺰ همین را ﺑـﺎزﺗـﺎب ﻣﯽ‌دهد: زﻧـﺪاﻧﯽ ﻣﺘﺤـﺮک که دﯾﻮارهایش از آهن ﺳـﺎﺧـته ﻧﺸـﺪه، بلکه از ﺗﮑﺮار، بیهودگی و اﺟﺒﺎرِ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﯽﻣﻌﻨﺎ ﺷﮑﻞ گرفته اﺳﺖ.
از ﺳـﻮی دﯾﮕﺮ، اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ ﯾﺎدآور اﺳـﻄﻮره‌ی ﺳﯿﺰﯾﻒ اﺳـﺖ؛ ﺟـﺎﯾﯽ که هر ﺑـﺎر ﺻـﻌﻮد به قله ﺑـﺎ ﺳـﻘﻮطﯽ دوﺑـﺎره ﻣـﻮاجه ﻣﯽﺷـﻮد. آﻟـﺒﺮ ﮐﺎﻣـﻮ در دل اﯾﻦ ﭘـﻮﭼﯽ، ﻟﺤـظه‌ای از رهایی را ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، آﻧـﺠﺎ که می‌گوید »: ﭘﯿﺮوزی در آگاهی اﺳـﺖ« . اﻣـﺎ آنچه در اﯾﻦ اﺛـﺮ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﺑﯿﺸتر سویه‌ی ﺗـﺮاژﯾﮏ ﻣـﺎﺟـﺮاﺳـﺖ: ﺗـﻼش ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ، ﻋـﺒﺚ و ﺑﯽﭘـﺎﯾﺎن که هیچ‌گاه به ﻣـﻘﺼﺪی روﺷـﻦ ﻧﻤﯽرﺳﺪ.
هم‌زمان، ردهایی که ﻣـﺎﺷﯿﻦ ﺑـﺮ زﻣﯿﻦ ﺑـﺮ ﺟـﺎی ﻣﯽﮔـﺬارد، ﺑُـﻌﺪ دﯾﮕﺮی از اﺛـﺮ را آﺷﮑﺎر ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. اﯾﻦ ﻧشانه‌ها نه ﺑـﺮای ﻋـﺎﺑـﺮان و ﺗـﻤﺎﺷـﺎﮔـﺮان زﻣﯿﻨﯽ، بلکه ﺑـﺮای ﭼـﺸم‌هاﯾﯽ دور طـﺮاﺣﯽ ﺷـﺪه‌اﻧـﺪ؛ ﺑـﺮای ﻧـﮕﺎه هرآن چه که ﭘـﺮواز ﻣﯽﮐﻨﺪ. در اﯾﻨﺠﺎ، ایده‌های ژان ﺑـﻮدرﯾﺎر به ﻣﯿﺎن ﻣﯽآیند: جایی که واﻗﻌﯿﺖ ﺟـﺎی ﺧـﻮد را به »شبیهﺳـﺎزی« ﻣﯽدهد. رد ﺑـﺮ زﻣﯿﻦ دﯾﮕﺮ ﺳـﻨﺪ ﯾﮏ ﺣـﺮﮐﺖ واﻗﻌﯽ ﻧﯿﺴﺖ، بلکه ﺗـﺼﻮﯾﺮی اﺳـﺖ از ﺗـﺼﻮﯾﺮی دﯾﮕر - اﻣـﺮی که تنها از دور ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ و در ﺳﻄﺢ ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ. اﻣـﺎ ﺣـﺮﮐﺖ اﻧـﺴﺎن در جهان اﻣـﺮوز ﭼﯿﺰی ﺟـﺰ ﺑـﺎزﺗـﻮﻟﯿﺪ ﻣـﺪاوم ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﯽﻣـﻌﻨﺎﺳـﺖ؟ آﯾﺎ ﻣـﺎ ﻧﯿﺰ در ﺣــﺎل ﺳــﺎﺧــﺘﻦ زﻧــﺪاﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ که به ﺟــﺎی دﯾﻮارهای ﺑﺘﻨﯽ، از ﺷــبکه‌های دﯾﺠﯿﺘﺎل، ﺗﺼﺎوﯾﺮ از ﺑﺎﻻ، و ﻗﻮاﻋﺪ ﻧﺎﻣﺮﺋﯽ ﻗﺪرت ساخته ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟ ﻣـﺎﺷﯿﻦ در زﻣﯿﻦ ﭘﯿﺶ ﻣﯽرود، اﻣـﺎ همواره در ﻧـقطه‌ای ﺛـﺎﺑـﺖ ﺑـﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣـﺎﻧـﺪ؛ و ﻣـﺎ ﻧﯿﺰ ﺷـﺎﯾﺪ همانند آن، در ﺣــﺼﺎری که ﺧــﻮد ساخته‌ایم بی‌وقفه ﻣﯽﭼــﺮﺧﯿﻢ، تنها ﺑــﺮای آن که ردّی ﺑﮕﺬارﯾﻢ، ردی که ﺷﺎﯾﺪ روزی از دوردﺳﺖ دﯾﺪه ﺷﻮد..

Sign Up to receive our latest news.

© Uro Creative Pantheon, All Right Reserved

Subscribe

to our newsletter

Subscribe to our monthly newsletter

Please enable JavaScript in your browser to complete this form.