پروژههای ۰۴ جامعهی هنری دیهیم/۴مهر ۱۴۰۴/کارخانهی نوآوری و شتابدهی دیهیم
کوزههای سوتزن: کاوشی در صدا و فرم
نمایش آثار جدید امیر ابراهیمزاده با عنوان کوزههای سوتزن به بررسی ارتباط میان طنین، سکوت و ساختار میپردازد. این آثار، که در مرز میان هنر صوتی و مجسمهسازی آکوستیک قرار دارند، تجربهی شنیداری را از یک ادراک منفعلانه به یک تعامل فعال تبدیل میکنند. این نمایشگاه فرصتی است برای تأمل دربارهی نقش صدا به عنوان موجودیتی فضایی و نه صرفاً پدیدهای شنیداری. کوزههای سوتزن با ایجاد انتظاری صوتی، مخاطبان را دعوت میکند تا حضور مادی و ظرفیتهای صوتی نهفته در اشیا را از نو بازنگری کنند.
هنر و دیوار: تجربهای از مواجهه و مشارکت
پرفورمانس تعاملیِ درد من را از بین ببرید اثر سحر افروز، در فضایی طراحیشده با حساسیت به مفهوم درد و مشارکت، به اجرا درمیآید. این اثر نه فقط نمایش، بلکه تجربهای از مواجهه است – میان مخاطب و نشانهها، میان نوشتار و دیوار، میان امکان حذف درد و حضور آن در حافظهی جمعی. این اجرا، با استفاده از نورپردازی محدود، موسیقی، و چینش دقیق فضا، تجربهای را فراهم میآورد که پایان آن نه در لحظهی خروج از مکان، بلکه در حافظهی مخاطب شکل میگیرد – در تأملهایی که پس از مواجهه ادامه مییابد.
سهگانهی هویت، تاریخ و طبیعت
گیتا مه، با ارائهی سه مجموعه، روایتی چندلایه از هویت، تاریخ و طبیعت را پیش چشم مخاطبان میگذارد. این آثار، هر یک به شیوهای متفاوت، مفاهیمی از تعادل، زبان، و تمدن را به تصویر میکشند و نقطهی تلاقی میان گذشته، حال، و چشمانداز آینده را ترسیم میکنند.
در نخستین مجموعه، طبیعت نهتنها بستر خلق اثر، بلکه سوژهی اصلیِ آن است. سنگهایی که بدون هیچ اتصال مصنوعی، با نیروی جاذبه و مهارت شهودی کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، استعارهای از سکون و مراقبه را نمایان میکنند. هنرمند با ترسیم پرترهها بر این سنگها، گویی هویتی پنهان را آشکار ساخته و آنها را به شخصیتهایی خاموش اما تأثیرگذار بدل کرده است.
مجموعهی دوم، نقش زن در تاریخ و فرهنگ ایران را بازمینماید. مجسمههای فلزیِ گیتا مه، با استفاده از حروف خط میخی، بدن زنانه را نه تنها بهمثابه موجودی زیستی، بلکه بهعنوان متنی فرهنگی بازترکیب کردهاند. این آثار، با ترکیب نور و سایه، تجربهای چندلایه را رقم میزنند که یادآور نقش زن و مادر در شکلگیریِ تمدن است.
در سومین مجموعه، تاریخ و جغرافیای انسانی با تصویرسازی دیجیتال و نقاشی تلفیق شدهاند تا تصویری از تمدن، قدرت و مهاجرت ارائه دهند. آثار مه، از نمادهای باستانی تا فرمهای مدرن، روایتگر مفهوم وطن در حرکت هستند – جستجویی برای معنا، خاطره و سرزمینی که همواره در تغییر است. این نمایش، تاملی است بر تقابل سنت و مدرنیته، نقش زنان در تاریخ، و رازهای نهفته در طبیعت.
جهان زیرین /صدا به مثابه ساختار
در جهان زیرین، مهدی بهبودی تجربهای صوتی خلق میکند که صدا را نه تنها به عنوان یک عنصر شنیداری، بلکه به مثابه ساختاری فضایی و ریاضیاتی به خدمت میگیرد. این اثر، بر اساس الگوریتمهای عددی و چرخههای صوتی، مفهومی از زمان را شکل میدهد که در طول ۸۶ شبانهروز به نقطهی آغازین خود بازمیگردد. در این چیدمان، مخاطب تنها شنونده نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند صوتی و فضاییای است که صدا را از مادهای نامرئی به پدیدهای ملموس تبدیل میکند.
پذیرایی ساده/تجربهای از صدا و حضور
در پذیرایی ساده، مهدی بهبودی چیدمانی صوتی خلق میکند که فراتر از شنیدن صرف، به تأمل در ماهیت صدا، اشیا و نقش مخاطب میپردازد. این اثر با استفاده از ۱۲ میز، هر یک دربرگیرندهی ۲۹ لیوان و ظروف صوتی، فضایی را شکل میدهد که میان نظم و بینظمی معلق است؛ جایی که اشیا نهتنها بهعنوان عناصر بصری، بلکه بهعنوان حاملان پنهان صدا ایفای نقش میکنند.
برساخت
گروه وینادز در مجموعه آثاری از دهها هنرمند بینالمللی با عنوان برساخت، از چیدمانهای تعاملی گرفته تا تجسمهای پویای دادهمحور در قالب ویدیو، در پیِ آن است که تجربهی زیستن درونِ داده و کُد را به یک روایت منحصر به فرد از واقعیت تبدیل کند، روایتی که نه بیرونی، بلکه درونی است و در تعامل فرد با جهان دیجیتال شکل میگیرد. در این نمایش، هنرِ برآمده به مدد رسانههای نوین نه فقط یک ابزار، بلکه زبانی نو برای اندیشیدن در باب پرسشهای بنیادین درباره واقعیت است.
پژواک زوال، فراخوان عمل
آتش که روزی نشانهی بقا بود، اکنون زبانهکشِ خانهها و جنگلها شده است. در اثر تعاملیِ محسن علیا و زهرا رضاسلطانی، میرا، آینهایست از ویرانی طبیعت، بازتابی از نقش ما در این نابودی. این اثر تعاملی شما را از نظارهگری به کنشگری میکشاند – هر شعله، هر حرکت، گواهیست بر آنچه از دست رفته و آنچه هنوز امکان تغییر دارد. در میرا، شما بخشی از روایت هستید: تجربهی زوال، لمس مسئولیت، و اندیشیدن به لحظهای که شاید آخرین فرصت برای بیداری باشد. باشد که پیش از خاموشی آخرین نفس، به یاد آوریم: زمین خانهی ماست، و هیچ خانهای در آتش زیبا نیست.
تجسّد
مرتضی مهدیزاده در اثر خود بر این باور است که رسانهی دیجیتال از سطح نمایش فراتر میرود و به کالبدی میانجامد که تصویر در آن تجسّد مییابد و دوباره تن را صورتبندی میکند. در این چرخه، مرزهای کنش و واکنش، اختیار و فرمان، پیوسته جابهجا میشوند؛ انسان و تکنولوژی در یک هستیِ ترکیبی، هم کنترلکنندهاند و هم کنترلشونده. آنچه در این وضعیت آشکار میشود، بازتولید واقعیت نیست، بلکه امکان شکلگیری آگاهی در نسبتی نو با ماده، تصویر و سوژه است.
ناگفتههای خدایان
ناگفتههای ایزدان جستوجوییست برای احیای ارتباطی گسسته، میان نشانه و ناظر، ماده و معنا، رؤیت و ادراک. در این بستر، نقشها نه برای زینت، که برای کشف خلق شدهاند؛ نه در جستوجوی گذشته، بلکه در تمنای بازگشایی حسی کهن در اکنون. هر سطح، مجالیست برای مکاشفه. هر فرم، تکهایست از زبانی که پیش از واژهها وجود داشته است. و هر سکوت، فرصتیست برای شنیدن آنچه در هیاهوی روزمره گم شده. این اثر گروهیِ گرافیتیِ حاصل همکاری هنرمندان بمبم، بتلوان، خاموش، شکار، غار، ران، مین، و نیروان است.
Whoxhe’s شام آخر
شام آخر، «وداع» است. داوینچی شام آخر را به یکی از دراماتیکترین صحنه های وداع در تاریخ هنر تبدیل کرده است. وداعی غیرمنتظره بین مسیح و یاراناش که همچون صدایی مرموز، زمزمۀ شوم فاجعهای در راه را سر میدهد. شام آخرِ کیان وطن، اما وداع هنرمند با مخلوقش هوزهی است. در این اثر یاران، خائن و خیانتدیده همه یکی هستند. کسی را نمیتوان از دیگری تشخیص داد. فاجعه مدتهاست که رخ داده و از مرحله پیشافاجعه فرا رفته است. جامعه این بار به داخل خانه آمده است. حریم حرمتاش را از دست میدهد و صاحبِ خانه از میهمان قابل شناسایی نیست. پیکرهها گویی از سنگینی توان ایستادن ندارند و در چنبرۀ چوبها و میلهها گرفتارند. کاراکترها به هم مینگرند و خود را میبینند. هر فرد آیینهای غبارگرفته است که حقیقت وجودی دیگری را بازگو نمیکند.
به نور صحنه نیاز نیست. در تاریکی نیز حقیقت را میتوان دید که تلخ و زشت به سوی ما گام بر میدارد. شام آخرِ کیان وطن حقیقت اکنون جامعهای را میگوید که مردمش به وسیله همدیگر زخم خورده، تغییر شکل یافته و جامۀ هویتهای متناقض را بر تن میکنند و به آن فخر میفروشند.
پناهگاه: موقعیت/معلق
پناهگاه تجربهی به تصویر کشیدنِ دوازده روز زندگی در یک زمانِ به تعلیق درآمده و تلاش برای ایجاد ثبات موقتی در دل آشفتگیست؛ این گفتگوی خیالی نمادی از نپذیرفتن وضعیت، اعتراض درونی و تلاش برای حفظ زندگی در برابر جنون جنگ است.
بدون عنوان
پرندهی فلزی بر تنهی بریدهی درخت، لحظهای معلق میان حضور و فقدان را مجسم میکند. این اثر مخاطب را به تأملی فلسفی در باب جابهجایی، ریشهکنی و مسئولیت آدمی در برابر جهانِ زنده فرا میخواند.
نقاشیِ گروهیِ چله؛ پالایش و امید
این اثر محصول همکاریِ جمعی در چارچوب پروژهی هنردرمانیِ چله است که مجموعهای از احساسات و خاطرات فردی را روی یک بوم گرد هم میآورد و گواهی بر تابآوریِ جمعی و نقش هنر در بازسازی امید و پیوند انسانها پس از تجربههای آسیبزاست.
Sign Up to receive our latest news.
© Uro Creative Pantheon, All Right Reserved